loading...

جدیدترین مقالات روانشناسی

بازدید : 22
پنجشنبه 15 تير 1402 زمان : 13:11

مهم‌ترین مختصات خردسالان ۸ ساله
در روانشناسی بچه ۸ ساله نکته مهمی که وجود داراست این میباشد که‌این کودک ها به راحتی می‌توانند با بزرگسالان رابطه بگیرند. سعی بهتری را با همسن های خویش دارا‌هستند. در‌این خردسالان عشق به تماس چشمی بیشتر واقعه می افتد. دوستی های آنان هیجان آور و استوار میباشد. این دکتر روانشناس خردسال ها بایستی مسلما حریم فردی خودشان را داشته باشند.
بازی کردن طفل هشت ساله
این کودک ها و نوباوه های ۸ ساله بها متعددی را برای دوستان خویش دارا هستند و خودشان تعیین می نمایند که با چه کسانی دوست شوند. این نوع از کودک ها لذت متعددی را از مکتب خویش میبرند. عشق به دوستی های صمیمی یک‌سری نفره و همکلاسی های گوناگون دارا هستند. در گام نخستین دوستی خویش به همجنس خویش میل و عشق دارا‌هستند. نوباوه ۸ ساله توان آن را داراست که مسئولیت های متعددی را بر عهده بگیرد.

خوی با نوباوه پرخاشگر ۸ ساله
در روانشناسی نوپا ۸ ساله بایستی شما بدانید که در حالتی‌که نوپا شما پرخاشگر میباشد چه رفتاری را می بایست از خویش علامت دهید. نباید عصبانی گردید. درین مجال می بایست اعتقاد داشته باشید که زخم به کسی وارد نمی‌شود. نوباوه خویش را نباید تنبیه نمایید. توصیه امداد به فرزند خویش بدهید. عصبانیت بچه خویش را بپذیرید. به آنان حافظه بدهید که مهارت های تهیه و تنظیم هوش هیجانی را ایفا دهند. خلق و خوی های طفل خویش را به طور محترمانه برخورد نماد دهید.

کلام آخری
در‌این نوشته ی علمی تلاش کردیم برای شما در باب روانشناسی بچه ۸ ساله کاملا مواقعی را تفصیل دهیم. کودک ها این سن اخلاق مخصوصی دارا هستند و شما بایستی متناسب با رفتاری که از خویش آرم میدهند کردار فرمایید. عصبانیت بچه ۸ ساله قادر است ناشی از مواقعی مانند اختلالات یادگیری، اضطراب، اوتیسم و … باشد. شما می بایست بدانید که با هریک از این طفل ها چه‌گونه خوی نمائید.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 20
دوشنبه 12 تير 1402 زمان : 17:18

چه زمانی می توان گفت که طفل لجباز می‌باشد ؟
طبق نظر بهترین مشاور کودک ، در‌حالتی که فرزندان چهار آیتم از خلق و خوی های پایین را به زمان 6 ماه پشت سر هم نشان دهد ، لجباز محسوب می شود و در امور تحصیلی ، ارتباط با دیگرافراد ، و به ویژه ارتباط او با والدین ، معلم و همسالان خلل تشکیل داد می کند . مواردی از قبیل : پرخاشگری ، جرو بحث کردن ، مخالفت دکتر روانشناس کردن ، ناراحت کردن عمدی سایرافراد ، شماتت دیگر افراد ، زود رنج بودن ، انتقام جویی و نفرت میباشد . علائم بالا زمانی که با فغان کردن ، قشقرق کردن ، بهانه تراشی ، تمسخر والدین ، وخیم کاری ظاهر می‌شود که نشانه بارز آن بر پایه کلام نشنوی و نافرمانی شدید باشد.

با یادگیری مهارت ها و اصول تربیتی از قبیل مهارت های توجه کردن ، مهارت های در نظرنگرفتن ، گوش دادن ، تشویق و تنبیه و فرمان دادن نزد دارای تخصص روانشناس نوباوه در مراکز روانشناسی کودکان می توان به با لجبازی کودکان مقابله کرد . و به کارگیری از شیوه های نو درمانی در راءس روانشناسی کودک قادر است این نافرمانی را کاهش دهد .

4. دروغگویی کودک ها :

از اشتباهات رفتاری کودکان می توان به دروغگویی اشاره کرد ، زمانی کودک ها دروغ کوچکی می گویند ، والدین عصبانی و آشفته میشوند . فهم تفاوت دربین واقعیت و دروغ نقص‌ می‌باشد و شکل گیری این ادراک در طفل ، به زمان نیاز دارد . ژان پیاژه روانشناس معروف بیان می کند که کودک ها تا حدود 4 سالگی مبنی بر خشنودی والدینشان برخورد می کنند . بدین معنا که : (( هر چیز مامان و بابارو خرسند کنه خوبه و هر چیز منجر بشه عصبانی و اندوهگین بشن بده ))

هنگامی که نوباوه به تشخیص دربین واقعیت و رویا می‌پردازد ، همچنین خیال می گیرد که دروغ ، دروغ است حتی در حالتی که مصلحتی باشد .در حدود 7 سالگی ، نوپا نسبت به دروغ گفتن احساس بدی پیدا می کند . حتی در‌صورتی‌که کسی متوجه دروغ او نشده باشد . طفل در‌این سنین ، معنی شغل بد ، مجازات و جنایت را ادراک می کند . بچه در حدود یازده یا دوازده سالگی به آنالیز واقعیت ها می پردازد که نشانگر بلوغ و تجربه طفل هست . نوپا این گزینه را فهم و شعور می کند که جامعه بر مبنای متکی بودن بنا شده است و در‌حالتی که نتواند متکی بودن مردم را جلب کند ، باخت خواهد خورد . در سود دروغگویی و راستگویی در سنین گوناگون ، تعابیر مختلفی دارااست . مضمون‌ حقیقت را به نوباوه آموختن و الگوی نه برای کودکان بودن می‌تواند آن را حل کند ولی کودکان گران قدر تر از 10 سال که به طور مداوم دروغ های بزرگ می گویند ، ممکن است در گیر خطاها جدی عاطفی و خل وچل باشند . برخی خردسالان نمی توانند در بین رویا و واقعیت تفاوتی قائل باشند بعضی دیگر می دانند که به رویا بافی مشغولند ، ولی اصلا از این گزینه احساس ناراحتی نمی‌کنند در‌این‌صورت‌‌ یاری دریافت کردن از یک متخصص روانشناس نوپا اجباری میباشد .

5. شرم ساری و کمرویی کودک ها :

خجالتی بودن را می توان به عنوان یک ویژگی شخصیتی در نظر گرفت و زمانی که با شرمندگی و کمرویی کودک ها رو به رو شدید نباید برچسب مشکل به آن چسباند ، مگر زمانی که این شرم ساری کشیدن ارتباط او در اجتماع و مدرسه و .. مختل کند و البتهاین که باید به سن نوباوه نیز دقت کرد . شرم ساری در کودکان به صورت احساس طبیعی که ترکیبی از کنجکاوی و واهمه است و وقتی روی می‌دهد که طفل وارد گوشه و کنار جدیدی می‌شود و بعداز آشنایی او با گوشه و کنار ارتباط راحتی برقرار خواهد کرد . وقتی که والدین شم کنند که از شرایط طبیعی خارج شده بایستی نسبت به درمان خجالت خردسال ها خود اقدام کنند در مواردی مشاهده شده که برخی از خردسالان در موقعیت های اجتماعی مبتلا ناراحتی و عذاب میگردند که حتی ممکن می‌باشد به طور فغان کردن ، قشقرق ، اجتناب ، منجمد شدن و بی سروصدا خود را نشان دهد که این موردها نماد دهنده ی اضطراب اجتماعی در خردسالان میباشد و از آن جایی که تاثیر چشمگیری در پیشرفت های آتی خردسالان دارد باید نسبت به درمان آن اقدام کرد .

6.پرخاشگری در خردسال ها :

پرخاشگری در پسران شایع تر از دختران هست و عکس العمل انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی ، چون نمی تواند خواسته های خود را به تعویق بیندازد . پرخاشگری شدید و خشم ممکن هست با علت احساس رنجش عمیق طفل بر اثر بی عدالتی یا تبعیض والدین باشد اما اکثرا علت این تضادومغایرت ها و کشمکش های درونی نوباوه در مقابل عوامل آزاردهنده یا شم عجز و ناتوانی می‌باشد . شکستن اشیا ، کتک زدن والدین ، گاز تصاحب کردن ، فریاد کشیدن و .... میباشد . اگر این پرخاشگری ادامه پیدا کند منجر عدم پرورش اجتماعی و وجدان اخلاقی خواهد شد .طبق نظر مشاور روانشناس کودک بهترین راه حل برای آرام کردن کودک ، برخورد منطقی و اعتقاد و باور بخشیدن به بچه است .

7. نق زدن و عذر و بهانه گیری خردسالان :

غر زدن همیشه والدین را آزار میدهد و تحمل لحن نق نق بچه دشوار می باشد . نق زدن در 3.5 سالگی به نقطع ی عطف خود می‌رسد البته در صورتی‌که راه‌حل فوری برای آن پیدا نکنید تا سنین دبستان ادامه پیدا خواهد کرد . برای پیشگیری از عادت شدن و قبل از تصویب شدن درمان آن در بهترین مرکز مشاوره خردسالان مناسب خواهد بود .

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 35
شنبه 10 تير 1402 زمان : 10:45

اشکال اختلالات شخصیت
1. مشکل شخصیت ضد اجتماعی
الگوی در نظرنگرفتن یا این که نقض دستمزد دیگر افراد. شخص دچار به نقص‌ شخصیت ضداجتماعی ممکن میباشد با هنجارهای اجتماعی مطابقت و همخوانی نداشته باشد، ممکن میباشد مکرراً لاف بگوید یا این که دیگرافراد را فریب دهد یا این که ممکن میباشد به طور تکانشی شغل نماید.

دکتر روانشناس

2. خلل شخصیت اجتنابی
الگویی از کمرویی شدید، حس بی کفایتی و آلرژی شدید به عیب گیری. اشخاص در گیر به ایراد شخصیت اجتنابی ممکن میباشد تمایلی به مشغول شدن با اشخاص نداشته باشند، مگر اینکه مطمئن باشند که گزینه عشق و علاقه می باشند، سرگرم عیب گیری یا این که طرد شدن باشند، یا این که ممکن میباشد خویش را به اندازه کافی عالی یا این که از نگاه اجتماعی ناتوان بدانند.

3. ایراد شخصیت مرزی
الگویی از بی ثباتی در ارتباط ها فردی، احساسات شدید، خودانگاره ضعیف و تکانشگری. یک شخص در گیر به نقص‌ شخصیت مرزی ممکن میباشد برای اجتناب از رها شدن، کارایی های مکرر قتل نفس، نماد دادن عصبانیت شدید نامناسب، یا این که داشتن شم پوچی مداوم عملکرد متعددی نماید.

4. نقص‌ شخصیت متعلق
الگویی از نیاز به محافظت و خلق و خوی فرمانبردار و چسبنده. اشخاص دچار به نقص‌ شخصیت متعلق ممکن میباشد در تصمیم گیری های روزمره سوای اعتقادوباور از جانب بقیه افراد نقص‌ داشته باشند یا این که ممکن میباشد به جهت واهمه از ناتوانی در محافظت از خویش در تنهایی شم حزن یا این که درماندگی نمایند.

5. نقص‌ شخصیت هیستریونیک
الگویی از احساسات بیشتراز حد و دقت طلبی. اشخاص در گیر به ایراد شخصیت هیستریونیک ممکن میباشد هنگامی که در راس اعتنا نیستند شم غم نمایند، ممکن میباشد از ظواهر فیزیکی برای جلب اعتنا خویش به کارگیری نمایند یا این که احساسات به‌سرعت در درحال حاضر تغییر و تحول یا این که اغراق آمیز باشند.

6. نقص‌ شخصیت خودشیفته
الگویی از نیاز به تحسین و عدم همدلی با سایرافراد. یک شخص در گیر به ایراد شخصیت خودشیفته ممکن میباشد حس بزرگی از خویش اصلی بودن، حس استحقاق، سوء به کار گیری از بقیه افراد یا این که عدم همدلی داشته باشد.

7. خلل شخصیت وسواس اجباری
الگویی از مشغولیت به نظم، کمال و در دست گرفتن. یک شخص دچار به خلل شخصیت وسواسی-اجباری ممکن میباشد بیشتراز حد بر جزئیات یا این که نرم افزار ها متمرکز باشد، ممکن میباشد بیشتراز حد عمل نماید، هنگامی را برای وقت ها فراغت یا این که دوستان خویش در لحاظ نگیرد، یا این که ممکن میباشد در اخلاق و رفتار و بها های خویش غیرقابل انعطاف باشد.

8. نقص‌ شخصیت پارانوئید
الگویی از مشکوک بودن به دیگرافراد و بدبینی یا این که کینه توز بودن آنان. اشخاص دچار به ایراد شخصیت پارانوئید اکثر وقت ها تصور می نمایند که عموم به آنها جراحت میرسانند یا این که آ نها را فریب میدهند و به سایرافراد متکی بودن نمیکنند یا این که به آنها مجاورت نمیشوند.

9. مشکل شخصیت اسکیزوئید
غیروابسته شدن از ارتباط ها اجتماعی و ابراز یه خرده احساسات. شخص در گیر به خلل شخصیت اسکیزوئید معمولاً پیرو ارتباط ها مجاورت وجود ندارد، فقط بودن را تعیین می نماید و به حیث می‌رسد که به تعریف و تمجید یا این که عیب گیری بقیه افراد اهمیتی نمی دهد.

10. خلل شخصیت اسکیزوتایپی
الگوی بسیار ناگوار در رابطه ها مجاورت، داشتن پندار تحریف گردیده و اخلاق و رفتار غیرعادی. شخص در گیر به نقص‌ شخصیت اسکیزوتایپی ممکن میباشد باورهای خیره کننده و غریب یا این که خلق یا این که گفتار تعجب آور و غریب یا این که خیره کننده داشته باشد یا این که ممکن میباشد اضطراب اجتماعی بیش تر از حد داشته باشد.

3. افسردگی
افسردگی، یک بیماری شایع و بدون شوخی پزشکی میباشد که بر شم شما، شیوه فکر و شیوه شغل شما تأثیر میگذارد. افسردگی سبب شم حزن و حزن و یا این که حیف کردن عشق به شغل هایی می‌شود که وقتی از آن لذت می بردید. این قادر است سبب ساز به گونه های خطاها عاطفی و جسمی خواهد شد و میتواند توانگری شمارا برای کوشش در دفتر و منزل کم کند. علائم افسردگی می‌تواند از خفیف تا شدید گوناگون باشد و مشتمل بر موردها پایین باشد:

حس غمگینی یا این که داشتن کردار افسرده
حیف کردن عشق و علاقه یا این که لذت به عمل هایی که وقتی از آن لذت می بردید
تغییر تحول در اشتها (کاهش یا این که ارتقاء وزن که به رژیم غذایی مربوط نمیشود)
خلل در خوابیدن یا این که خواب زیاد
حیف کردن انرژی یا این که ارتقاء خستگی
شم بی ارزشی یا این که گناه
ایراد در تامل، تمرکز یا این که تصمیم گیری
ذهن ها مرگ یا این که قتل نفس

4. نقص‌ دو قطبی
مشکل دو قطبی یک بیماری ایراد دیوانه میباشد که با تغییرات شدید خلقی معین میشود. علائم نقص‌ دو قطبی می‌تواند مشتمل بر هیجانات و اخلاق و رفتار بالا باشد که به آنها شرایط شیدایی نیز گفته میگردد. این تغییرات در شخص قادر است دربرگیرنده وضعیت ها و زمان های افسردگی نیز باشد. این نقص‌ دو قطبی به اسم افسردگی شیدایی هم شناخته میگردد. اشخاصی که به ایراد دو قطبی دچار میگردند ، ممکن میباشد در ایفا شغل های روزانه خویش مبتلا نقص‌ شوند. این خلل قادر است در دفتر کار ،‌ مکتب و یا این که حتی رابطه ها فردی آن ها نیز اثر گذار باشد ؛ البته آیتم های درمانی بخش اعظمی وجود دارااست که به در دست گرفتن کردن علائم امداد خواهد کرد.

5. مشکل وسواس فکری-عملی
نقص‌ وسواس فکری-عملی یا این که به عبارتی OCD یک کدام از گونه های رایج اختلالات دیوانه میباشد که معاش را برای اشخاص دچار بسیار مشقت بار می‌نماید. درین ایراد، ذهن ها استرس‌زا، نا مطلوب و بی‌ربط، همیشه ذهن شخص را درگیر می نماید و درنتیجه‌ شخص مجرب سختی ناشی از این ذهن ها و عدم توانگری در ذکر آن‌ها، حس نیاز می‌نماید که یک خلق و خوی خاص را دائماً تکرار نماید. ذهن ها استرس‌زا، ناخواسته و بی‌ربط که مداوم به ذهن خطور می‌کند را «وسواس فکری» و وقتی که شخص حس نیاز می‌نماید تا یک کردار خاص را مداوم تکرار کند «وسواس عملی» می گویند. ممکن میباشد مشکل وسواس، شالوده موروثی و ژنتیک داشته باشد. برخی از علائم ناشی از وسواس فکری- عملی عبارتند از:

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 11
دوشنبه 5 تير 1402 زمان : 12:19

دلایل حیله مردان در معاش زناشویی یا این که ارتباط ها عاطفی، بسته به نوع دسیسه می تواند متفاوت و ولی مختلف از هم باشد. به‌طور کلی، توطئه را می‌قدرت در دو گروه مکر عاطفی و دسیسه جنسی قرار اعطا کرد. ولی به حقیقت، انگیزه مکر مردان متأهل یا این که دارای مسئولیت چیست؟ در صورتی‌که که وقوع مکر، واکنش در قبال دسیسه مردان چه طور می بایست باشد؟ آیا روشی برای معالجه کارشکنی مردان وجود داراست؟ آیا توطئه قابل عفو و بخشش میباشد و میتوان گشوده هم با اتکا به معاش با او افزود؟ آیا برگشت به معاش بعداز کارشکنی قابلیت پذیر میباشد؟

دکتر روانشناس

همگی این موردها، سوالاتی می باشند که هنگام حیله مرد به زن برای او ساخت‌و‌ساز می شود؛ به این ترتیب، اساسی میباشد که در شکل وقوع این واقعه در یک ارتباط زناشویی یا این که تزویج، حس طرفین را شعور کرده و در‌پی ارائه شایسته ترین چاره به آنان بود. به همین خیال و خاطر، درین نوشته‌ی علمی قصد داریم به رسیدگی مهم‌ترین دلایل توطئه مردان و پرداخته و آنگاه به معرفی چندین راه‌حل برای رفع این اختلال بپردازیم. به خیال و خاطر داشته باشید که در بعضا مورد ها جواب پرسش انگیزه کارشکنی زنان به مردان چیست متعدد از مواقعی میباشد که در‌پی در ارتباط با دلایل کارشکنی مردان میپردازیم. به دلیل آن که ماهیت اخلاقی زن و مرد متعدد از هم بوده و در موقعیت روحی گوناگون دست به جاری ساختن اینگونه کاری می زنند.

توطئه یکی‌از جراحت زننده ترین دست اندرکاران تخریب ارتباط در معاش زناشویی میباشد که در اکثر موردها به طلاق ختم میگردد. کارشکنی مدام به معنای برقراری رابطه جنسی وجود ندارد هنگامی که اندیشه و حس شما به فردی غیر از همسرتان درگیر باشد و یا این که مبحث گونه های خیال و خاطر پردازی های جنسی یا این که غیر جنسی شما شخصی به جز همسرتان باشد هم به نوعی، مکر به حساب می‌آید. توطئه از هر نوعی که باشد سبب ساز جراحت زدن به ارتباط می گردد. اشخاص به دلایل گوناگون حیله می نمایند با این اکنون هیچ عذری برای مکر پذیرفته وجود ندارد.

بیشتر بخوانید: حیله همسر

ذکر آرزوها
ذکر آرزوها و بضاعت حل مسائل و اشتباهات به طور ریشه‌ای نقش مهمی در پیشگیری از دسیسه دارااست. مردانی که حیله می نمایند متاسفانه در آن لحظه متوجه نمی شوند که‌این شکستن تعهد تا چه حد می تواند بر همسر و ارتباط‌شان تاثیر سوئی بگذارد. توطئه مردان لزوماً به معنای عدم عشق و علاقه به همسرشان وجود ندارد، بلکه میتواند نماد‌ای از عدم رضایت از حالت کنونی و موقعیت معاش مشترک باشد. در واقع اکثر مردان برای تجربیات کردن دوباره صمیمیت در ارتباط ها شخصی و جنسی به ارتباط ها فرازناشویی رو میاورند. بعضا از مردان نمی‌دانند که چطور می بایست ایرادات مو جود ارتباط‌شان را برطرف نمایند و در صدد برطرف ‌کردن کمبودهای عاطفی و جنسی و عدم وجود تنهایی خویش با زن دیگری می‌باشند.

هنگامی که نادیده انگاشتن و بی توجهی به ارتباط عاطفی یا این که به همسرتان در ارتباط به وفور مشاهده می شود، میتوان بذرهای توطئه را به راحتی در ارتباط مشاهده نمود. زوجین در کنار مسئولیت‌هایی که از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی می بایست اعمال نمایند، نیاز دارا‌هستند که به حیث عاطفی و احساساتی بوسیله همسرشان فهم و شعور شوند. به عبارت عالی ارتباط عاطفی شما مانند یک صندوق اعتباری میباشد که بایستی بتوانید موجودی آن را برای یکدیگر پناه فرمایید. به همین ادله میباشد که گفته می گردد ارتباط مدام نیاز به حفظ داراست.

در صورتیکه زن و شوهر درپی شخصی میشوند که آن ها را به خیال خودشان بخواهد و خیر به خیال و خاطر خدماتی که در منزل ارائه می‌دهند توطئه به دور از ذهن نخواهد بود. شاید برای مالامال کردن خلاء تنهایی و پشتیبانی اعتبار صندوق عاطفی ارتباط، پای آلوده و کثیف شخص دیگری تحت عنوان نفر سوم یا این که ضلع سوم به ارتباط زوجین گشوده شود.
عدم داشتن خلوت های بی نیاز، ارتباط ها عاطفی عمیق، برخورداری از تجربیات مشترک دو نفره و شغل‌های مشترک شادی بخش، رابط جنسی متنوع با همسر یعنی عدم حمایت اعتبار صندوق عاطفی ارتباط شما.

در اینگونه قوانینی زنگ خطر کارشکنی به صدا در می‌آید.

حیله در نگاه زن و مرد مختلف میباشد
آقایان کارشکنی کردن را صرفا در داشتن ارتباط جنسی میدانند. به همین خیال و خاطر در شرایطی که به مردی که با پیام و تماس با زنی راجع به بوده و به وی ابراز عشق کرده بگویید به زن خودت حیله نموده اید قبول نخواهد کرد و ادله می نماید زیرا اینجانب با وی ارتباط جنسی نداشته ام پس کارشکنی نکردم. در‌حالتی که که حیله در نگاه خانم ها یعنی دسیسه عاطفی و در حالتی‌که بدانند همسرشان به زن دیگری ابراز علاقه و محبت کرده ضربه روحی بسیار سنگینی را تجارب می نمایند. در واقع برای یک زن بعد از مرگ فرزند تعالی ترین درد مکر عاطفی میباشد.
زمانی با متاع مخالف بیش تر از حد صمیمی می‌شوید و با محصول مخالف درد دل می‌کنید.
هنگامی با نامزد پیشین یا این که همکلاسی روزگار دانشکده یا این که با اشخاص ناآشنا چت می‌کنید یا این که در حضور فرآورده مخالف از همسرتان همیشه بدگویی میکنید.
هنگامی همیشه با همکار تان مزاح می‌کنید.
زمانی برای جلب اعتنا شخصی به جز همسرتان کارایی می‌کنید در اینگونه قوانینی شما خودتان، ارتباط زناشویی و همسرتان را در معرض زخم بدون شوخی قرار می دهید.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 27
شنبه 3 تير 1402 زمان : 13:24

تصمیم برای نوباوه دار شدن در موقعیت فعلی تصمیم بحران انگیزی خواهد بود و زوجین خوف از کودک دار شدن دارا‌هستند و به طبع پیش از جاری ساختن و پیاده کردن تصمیم پایانی بایستی بتوانید به تعدادی پرسش مهم جواب دهید:

چرا می خواهم کودک دار نحس؟
چرا نمی خواهم نوپا دار نحس؟
تجارب بابا یا این که مامان شدن برای اینجانب به چه معناست؟
تجربیات بابا یا این که مامان شدن برای همسرم به چه معناست؟
آیا این تجربیات اختصاصی برای دکتر روانشناس هر دوی ما معنای مشترکی دارااست؟
اجرای این تصمیم در موقعیت حاضر و در چارچوب معاش اینجانب چه فایده یا این که زیانی خواهد داشت؟
بعدی خودم را درین ارتباط با حضور کودک چطور می بینم؟
بعدی خودم را درین ارتباط فارغ از حضور نوپا چطور می بینم؟
تجارب بابا یا این که مامان شدن مسئولیت سنگینی خواهد بود که در شکل نداشتن چراهای صحیح و پاسخ های منطقی به سوالات فوق در زمان مسیر وقتگیر فرزندآوری و تربیت طفل با ایراد بدون شوخی مواجه خواهید شد. همان برخی از زوجین “چرایی” فرزندآوری ندارند.
دلایل فرزند آوری در موقعیت حاضر نسبت به نسل پیشین قابل مقایسه وجود ندارد. بودن فرزندان در زمان میانسالی تحت عنوان عصای دست پدر و مادر در دنیای فعلی ادله منطقی محسوب نمی‌شود و اینکه در موقعیت فعلی این تصویر فرضی از فرزندآوری تا چه اندازه درست میباشد قابل پژوهش خواهد بود.

با معاش در کنار نوپا ها چگونگی تمامی چیز تغییر‌و تحول می‌نماید. بهتر، بی آلایش، خطرناک یا این که ترسناک تمامی چیز بستگی به موضع ما در ازای این انسان کوچولوهایی داراست که در بعدی به شدت مجاورت تهنیت به دوست، رفیق، مونس و محرم رمز ما میگردند. شاید هم موجوداتی شوند که ترجیح دهند مسافت شان را با ما نگهداری نمایند و مارا در دنیای خودشان خیلی سهم دار نکند.
تصمیم با شماست که از امروز به تربیت و رشد کدام یک کارایی گمارید.
کتاب نیکی که دراین باره میتواند باورهای ما درباره طفل ها را تغییر تحول دهد و آن را از جدید بسازد کتابی با تیتر «نوباوه هایمان به ما چه میاموزند» از تالیف کننده به اسم در‌پی فروسی و ترجمه خانم مهسا ملک مدافع مرز میباشد.
کتابی که درس هایی درباره لذت ،علاقه، معاش و هوشیاری به ما میدهد. شاید موردنیاز باشد این واقعه بیفتد تا رنگ و بوی مفاهیمی مثل عشق و علاقه، خانواده ،درد و حتی مرگ در ذهن مان به صورت اصلی تغییر و تحول نماید.

یکی‌از عواملی که در خوف از طفل دار شدن پدر و مادر بسیار تاثیرگذار میباشد، نوع بینش شما درباره ی کودک داری میباشد این که بتوانید با ارتقا تدبیر تان نوباوه‌داری را مشقت بار و مشقت بار نکنید.
باورهای پایین برای مثال مواقعی می‌باشند که میتوانند تجربیات مادری را به کام شما شیرین نمایند و کودک داری را برای شما به تکلیفی اختصاصی تبدیل کنند.
شما حق دارید برای شغل های دیگری که دوست دارید وقت بگذارید و بنابراین خزانه عاطفی خویش را شارژ نمایید. در واقع قرار وجود ندارد شما دایم کنار فرزندتان باشید. و یا این که در طی شبانه روز همیشه مهیا به ارائه خدمت و بازی با وی باشید. بایستی به وی فراگیری‌هایی بدهید که بتواند به تنهایی بازی نماید. هیچ ضابطه نوشته یا این که نانوشته ای نیست که خانه شما مدام بایستی منزه ، خودتان و فرزندتان تر و تمیز و کلیه چیز تماما رمز مکان خودش باشد به خودتان و فرزندتان در این باره به هیچ وجه دشوار نگیرید. فرزندتان قرار وجود ندارد هرگز از شما خیر نشنود. خیر بیان کردن و یادگرفتن تاب آوری و صبوری به فرزند به عنوان مثال مهارت های اصلی میباشد که می بایست از خانواده و در روزگار کودکی شروع گردد.
تمامی امور را خودتان به تنهایی به عهده نگیرید. مسلماً از دیگر اعضای خانواده هم یاری بگیرید. از خودتان توقعات غیر واقع‌بینانه و انتظارات نامعقول مثل والد بی عیب و نقص بودن و پدری و مادری کردن کل و کمال نداشته باشید. به اندازه کافی بهتر بودن نیز کفایت می نماید. مطالعه های انجام شده در مسئله روانشناسی نوباوه حاکی از آن میباشد که هرچه پدر و مادر عملکرد نمایند جامع تر باشند و والد تک تک و کمال باشند، تجارب فرزند پروری و پروسه یاد دادن و تربیت را برای خویش و طفل بی نتایج و خسته کننده خیس می نمایند.
هیچوقت خودتان را با مادری کردن بقیه افراد یا این که مامان های اینستاگرامی مقایسه نکنید. از خودتان توقع سنجیده و انتظار واقع‌بینانه داشته باشید.

علل و ریشه های هراس از نوپا دار شدن
۱) نداشتن امنیت شغلی و اقتصادی
۲) نداشتن هواخواهی دور‌وبری ها
۳) وجود تنش و اختلافات زناشویی
۴) نداشتن امنیت خل وچل
۵) نداشتن مهارت فرزند پروری
۶) ماد‌رها شاغل و عدم تایید نصیب زنانه خویش
۷) تغییر تحول مدل معاش
۸) واهمه از رنج روزگار بارداری
برای غلبه بر هراس از طفل دار شدن چه بایستی کرد؟
۱) داده ها کافی در قضیه طفل دار شدن استخراج نمایید.
۲) مسلما با یک مشورت نوپا و مشورت کردن خانواده حرف نمائید.
۳) عملکرد فرمایید مهارت های بنیادین ارتباطی و فرزند پروری را فرا بگیرید. به نحوی که حضور فرزند را مانعی بر راز منش هدف ها زوجی خویش ندانید.
۴) بینش مثبت نسبت به بارداری و کودک دار شدن را با رسیدگی و همفکری با بقیه مادرها رویش دهید.
۵) لزومی ندارد طرق فرزند پروری پدر و مادر خویش را تکرار فرمائید. نباید والدین جامعی باشید. تنها کافی میباشد به اندازه کافی عالی باشید. اولی شرط والد بودن تدبیر و بخشندگی میباشد. چه بسا توقع بی نقص بودن از خودتان ممکن میباشد خطاها متعددی در نوباوه ساخت و ساز نماید.
۶) انتظارات و توقعات خویش را به طور واقع‌بینانه تهیه فرمائید. از نوباوه خویش توقعاتی در توا‌ن سن خودش داشته باشید که فرزند پروری را به طور چالشی غیر قابل تحمل تجربیات نکنید.
۷) پیش از تصمیم گیری برای بارداری و فرزند آوری به طبع در جلسات آموزشی مامان و نوباوه کمپانی فرمائید. ولی در مواقعی حضور بابا درین جلسات نیز توصیه میشود.
کودک دار شدن چه پیامد هایی دارااست؟
شما با‌یقین نوپا دار شدن را تجارب ای متعدد از مامان خویش اخذ خواهید کرد. مطلقاً پیامدهای مثبت و منفی بلند بازه این تصمیم را به طور مشترک و با همیاری همسرتان فهرست فرمایید و بعد نظارت فرمائید که‌این تصمیم چه اثرات مثبت و منفی برای اینجانب، همسرم، ارتباط و خانواده مشترکمان خواهد داشت. طفل دار شدن به تبع مسئولیت خطیری که برای پدر و مادر دارااست موضوعی میباشد که کلیه جوانب آن بایستی به صورت ظریف نظارت شود.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 32
پنجشنبه 1 تير 1402 زمان : 14:19

جنبه خل وچل تربیتی ارتباط به زوجین امداد می نماید تا ایده های جدیدی را به مراد ارتقا چگونگی در بستر ارتباطی خویش پیاده سازی و جاری ساختن نمایند. از روش جنبه خل وچل تربیتی ارتباط، معمولاً همسران نگرش سرزنشگر را کاهش میدهند، گفتگوی بالغانه را فرا می گیرند و عقایدشان را نسبت به بهبود ایرادات رفتاری اصلاح می کنند. اعتنا به جنبه کم عقل اجتماعی ارتباط، قابلیت مقصود گذاری که به تغییر‌و تحول بهتری معطوف گردد آماده می نماید. در پی بدین پرسش مالامال تکرار که چطور دکتر روانشناس با همسرم آشتی کنم می‌پردازم.

مهمترین جنبه کم عقل تربیتی ارتباط هنگامی مطرح می گردد که زوجین میتوانند برای رفع اختلاف و بهبود ارتباط عاطفی به صورت توفیق آمیزی هدف ها مشترکی را پیاده سازی نمایند و ناکامی در مسئله پیاده سازی هدف ها مشترک معمولاً نشانه دهنده ی یک یا این که دو بازدارنده میباشد.
۱) فقدان داده ها اساسی راجع‌به خصوصیت های شخصیتی یکدیگر
۲) اثر هیجان ها و فکر های منفی توانمند و فقدان داده ها ضروری
به حیث میرسد زوجین می‌توانند هدف ها ارتباطی قابل قبول را به طور یک سری جانبه و مطلوب تهیه نمایند و اثر هیجانات منفی هنگامی مطرح میباشد که زوجین تر و تمیز تکرار مشاجرات در منزل و یا این که عدم تحمل پریشانی نسبت به دست اندرکاران منفی را گزارش میدهند.
اکثر اوقات زوجین مسائل تعاملی مهم را که منبع خطاها ارتباطی شان میباشد در گردهمایی اولیه شناسایی نمیکنند و نمی‌توانند گزارش دهند. به مکان آن تیم‌ای از گلایه های بظاهر نامرتبط را ارائه می‌دهند.
از جمله شوهری که معالجه را با گلایه هایی از این قبیل آغاز می نماید همسرم نمی‌خواهد با اینجانب سخن نماید با اینجانب خارج برود و وقتی که اینجانب نظر ها می‌کنم به شدت با اینجانب مخالفت می‌نماید همسرش با این نظریه استارت می‌نماید خیلی متعلق به اینجانب میباشد مدام می خواهد من را در کنار خودش داشته باشد در قبال هر عشق فردی اینجانب مقاومت نماد می‌دهد.
پس از فراگیری در حین جلسات معالجه، ایرادات خویش را به‌این شکل تیتر می‌نمایند ما از دید نوع مرزهای ترجیحی خویش با هم متعدد هستیم یکی‌از ما می خواهد ارتباط نزدیکتری داشته باشد و دیگری می خواهد جداگانه خیس باشد‌. فراگرفتن طرز استفاده تیتر صحیح و شکل بندی اصولی نقص‌ در جهت تهیه هدف ها درمانی مشترک شایان توجه میباشد.
زوج درمانگر از اطلاعاتی که در تحقیق زوجین بدست آمده، به کارگیری می‌نماید تا آنان‌را به شناسایی الگوهای تکراری مفید در ساخت و ساز ایرادات، ارشاد نماید. مقصود زوج درمانی امداد به زوجین میباشد تا تغییرات موءثر و معطوف به خویش را ریلکس خیس بپذیرند و این چنین فهم و شعور مشترکشان ارتقا یابد.
هیجانات و ذهن ها منفی اکثر وقت ها دلیلی برای تعارض های مخرب تکرار شونده میباشند. این کارها منفی زوجین را از انتخاب هدف ها ارتباطی اثر گذار به دور میکند. زمانی اینگونه تعارض های تکرار شونده ای حادثه میفتد،اکثر اوقات انعکاسی از ایرادات ارتباطی خواهد بود .زوج درمانگر به خواسته حل اختلاف، موضوعات زیربنایی تعارض مخرب را شناسایی می‌نماید و به عامل ها مفید در آن موضوعات پی می برد.
یک کدام از دست اندرکاران مخرب مستمر در تعارضات زوجین هیجان های منفی طرفین میباشد. اینگونه عاطفه ها منفی شدیدی سبب کاهش دقت زوجین به اصل مورد آیتم اختلاف و در سود کاهش حل مورد می شوند.

پشت‌ پرده دعواهای زناشویی چه چیزی پنهان میباشد؟
وقتی که اختلافات زن و شوهری را نظارت می کنیم به لحاظ میرسد مهم ترین دلایل پشت پرده این اختلافات جواب بدین سوال های میباشد:

حواست به اینجانب است؟
آیا به اینجانب عنایت می‌دهی؟
چقدر شم ارزشمندی به اینجانب می‌دهی؟
چقدر شم حقارت به اینجانب می‌دهی؟
آیا نیازهای اینجانب با احترام عکس العمل میکنی؟
زمانی نیاز داشته باشم به یاری اینجانب می‌آیی؟
آیا عملکرد می کنی که منرا فهم کنی؟ و بر اساس ارزشهای ارتباط‌مان با اینجانب عکس العمل کنی؟ و یا این که با خودخواهی ها و معیارهای خودت با اینجانب عکس العمل می کنی؟
به سرنخ‌های عاطفی ارتباط‌مان اعتنا میکنی؟
آیا میتوانم سوای خوف از نقد یا این که گلایه همسرم علایق، سرگرمی‌ها و دوستان فردی خودم را داشته باشم؟
در ارتباط ها خودمان با دوستان بهتر و اعضای دلسوز خانواده میتوانیم شم لذت و شعف و رضایت را تجربیات کنیم؟
محروم کردن همسر، از این سیرتکامل مجال‌ها به صورت حتم به ارتباط لطمه میزند.

تعلق به همسر در آحاد قضیه‌ها حدوداً بالاتر از اقتدار اکثر ارتباط ها و باعث دلزدگی میگردد. به طبعً فرصت مشخصی را تحت عنوان مطلوب ترین فرصت برای جر و مشاجره در لحاظ بگیرید. پیش گویی این فرصت بستگی به نوع مدل معاش و تفاوت های شخصی شما و همسرتان داراست. بایداین مورد را یاد آوری نمود که زن و مرد در شکل قابلیت و امکان در حضور والدینشان، در ضیافت‌های خانوادگی و صمیمانه مقابل فرزندانشان، در اماکن همگانی و در هنگامی که راز شغل میباشند از دعوا هجران نمایند و اذن ندهند مسائل و خطاها معاش از حریم سری شان تجاوز نماید.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 22
سه شنبه 30 خرداد 1402 زمان : 13:30

تمرکز خانواده درمانی در روند بهبودی
یک خانواده درمانگر، حتی در حالتی‌که که صرفا یک شخص مریض باشـد، تمام سیستم خانواده و ورای آن را کانون تمرکز معالجه میداند. این موضع سیستمی و بوم شناختی میباشد که به طریق مخصوص به شخصی پندار و کاربست خانواده درمانی را صورت میدهد. همینطور فراگیری مؤلفـه هـای رایج میان مدلهای گوناگون دکتر روانشناس خانواده درمانی و معرفی درحال حاضر و هوای حکم کننده بر هر مورد از التفات بالایی برخوردار‌است.

سیستم چیست؟
عقیده بنیادی که زیربنای آمایه خیالی تعاملی خانواده درمانگران میباشد از عقیده سیستم ها میاید. خانواده درمانی را معالجه سیستم های طبیعی نامیده اند که ریشه اساسی کلیه نظرها و تکنیک هایی میباشد که در داخل “سنت” خانواده درمانی رویش می نماید. در واقعیت بخش اعظمی از خانواده درمانگران ترجیح میدهند به مکان درمانگر خانواده، درمانگر سیستمی نامیده شوند.

قابلیت ندارد که کارکرد عالم را سوای اندیشه برحسب کار سیستم ها آشنایی. اذن دهید روند طبیعی معمولی ای را در مکانی خاص در حیث بگیریم. در هر زمین زراعی، گیاهان و حیوان ها برحسب زیستگاه و آب و هوایی که در آن سکنی گزیده اند به یکدیگر مرتبط اند، آن‌ها یک سیستم بوم شناختی را تشکیل میدهند، تعلق آن ها هنگام وقوع گرمایی غیر معمولی در فصل تابستان آشکار میگردد. به عنوان مثال ارتقاء سکو حرارت باعث ارتقاء تعداد حشرات مزرعه می‌گردد و نتیجتا تعداد بیشتری پرنده در جستجوی طعام به مزرعه می‌آیند. البته ارتقا طیوران تنی چند از گیاهان را که حشرات بر روی آن‌ها معاش می نمایند نابود می سازد. در اینگونه وضعیتی مزرعه به مکانی ناخوشایند برای سکونت حشرات تبدیل گردیده کاسته می‌گردد، به زودی طیوران هم کاهش مییابد چون برای یافتن طعام به جای های دیگری میروند، دنیا پر‌از اینگونه سیستم های اکولوژیکی میباشد.

علامت گذاری سیستم یعنی چه؟
خانواده درمانگران فرآیندی را که با آن معین می‌کنیم با اختیار به کدام سیستم لحاظ کنیم نماد گذاری سیستم می نامند. هنگامی درخصوص سیستم های طبیعی تفکر می‌کنیم در می‌یابیم که بعد ها دیگری نیز وجود دارا هستند که بایستی در حیث گرفته شوند. همگی سیستم ها در گذر مجال تغییر‌و تحول می‌یابند، در فیض ممکن میباشد تفکر کنیم که زراعت به چه شکل در اکولوژی مزرعه تأثیر نهاده میباشد. بعضی از درمانگران خانواده خاطرنشان ساخته اند که هیچ کس نمی تواند تماما سیستمی را تعریف نماید. همان تعریف ها جهتدار و متعصبانه اند و با خواسته و با تعصب تعریف کننده مدام هـمـراه می‌باشند.شناختن این مسئله که مشاهده گر بر آنچه که مشاهده می نماید تأثیر می‌گذارد نظم ثانویه عقیده سیستم ها یا این که نظم ثانویه سایبرنتیک نامیده شد‌ه‌است. تأکید بر نحوه ای که در آن اجزا به هم پیوسته اند و هریک در تعامل با دیگری به نوع خاصی از همت اعتنا داراست بسیار دارای اهمیت میباشد.

تبادل داده ها یا این که برخورد یعنی چه؟

به هم پیوستگی های چندگانه در همت کلی سیستم تأثیرگذارند. براین اساس می‌توانیم همت سیستم را برحسب الگوهای رابطه در بین اجزا در حیث بگیریم. به همین برهان میباشد که بخش اعظمی از عقیده پردازان سیستم ها داعیه می نمایند که تمام از عده فی مابین اجزای آن تعالی خیس میباشد. هر قسمت با دیگر بخشها در جهات متفاوت به هم پیوسته و مرتبط میباشد. آنچه که در‌این تبادل داده ها فیس می‌دهد به طبیعت سیستم بستگی داراست. این روند تبادل داده ها برخورد نامیده می‌شود. در سیستم های انسانی تبادل داده ها از روش کلمه و واژه ها، احساسات و تعاملات رفتاری چهره می‌دهد. سیستم ها نوعاً از اطلاعاتی به کار گیری می نمایند که از بین اجزا تشکیل دهنده عبور کرده و کارایی می نمایند خویش را در وضعیتی متوازن مراقبت نمایند. تغییر و تحول در یک عنصر، داده ها جدیدی را ساخت‌و‌ساز می نماید که جابجایی خواهد یافت و فیض آن تغییر و تحول در مکان دیگری از سیستم میباشد به طوری که در همت سیستم تأثیری گذارد.

یک نمونه درین ارتباط طریق ای میباشد که تن آدم سکو حرارتش را با اعمال تعریق و یا این که خارج آوردن جامه در هنگام گرمای زیاد محافظت می نماید. در عقیده سیستم ها مراحل قصد به محافظت ثبات درونی بوسیله یک سلسله عملیات داخلی جاری ساختن می گردد. این پروسه در عقیده سیستم ها پیدایش ساختار نامیده میگردد.

خانواده به مثابه یک سیستم
خانواده درمانگران در فعالیت با خانواده ها به به کارگیری از عقیده سیستم ها عشق و علاقه مندند. هر یکسری ساختار این خانواده ها ممکن میباشد به صورت نمونه خانواده های هسته ای، خانواده های هم متاع، خانواده های تک والد، خانواده های نانتی و خانواده های وسیع باشد. بر این پایه تمرکز خانواده درمانگران بر الگوی پیوندها فی مابین یک شخص با شخص دیگر پایدار میباشد. به زعم خانواده درمانگر، هر عضوی از سیستم خانواده در همت آن تحت عنوان یک تک تک واحد نقش دارااست. به عبارتی طوری که در سیستم طبیعی تغییر‌و تحول در یک قسمت، در قسمت دیگر اثر گذار میباشد در سیستم خانواده نیز یار با هر رفتاری که رابطه پویایی دارااست حادثه می افتد.

نمونه بی آلایش ای از خانواده قادر است پر‌نور سازد که چه‌گونه نحوه تعامل والدین بر کیفیت واکنش یکی آن‌ها با اخلاق فرزندشان تأثیر میگذارد. این دستور به نوبه خویش بازخوردی ساخت‌و‌ساز خواهد کرد که ممکن میباشد طرز تعامل پدر و مادر را تغییر و تحول دهد و یا این که تغییر تحول ندهد. اما پروسه برخورد به سوی فرایندهای بغرنج ای پیش خواهد رفت. این ارتباط ها بوسیله پروسه تبادل داده ها رمانتیک، شناختی و یا این که رفتاری که پیوندها را تشکیل میدهند تولید میشود.

تبادل داده ها در خانواده
در خانواده ها طریق رایج تبادل داده ها ممکن میباشد ابتدا به طور رابطه کلامی ظواهر گردد ولی ما می بایست پیوندها غیر کلامی و همه راه‌های دیگر رفتاری را نیز در لحاظ بگیریم. در یک خانواده عدم رابطه نا ممکن میباشد، یعنی هر چیزی که هر کسی جاری ساختن میدهد فرصتی برای تبادل داده ها در داخل و در بین اعضای خانواده مهیا می سازد. به این ترتیب خانواده تحت عنوان یک سیستم انسانی گشوده را می اقتدار مبتنی بر الگوهای ارتباطی اش تمجید کرد. اقتدار فهم و شعور خانواده تحت عنوان دسته ای از اشخاص و تحت عنوان یک گشتالت، یک تک تک، به جنبه ای اصلی از عقیده سیستم ها و عمل خانواده درمانی منتهی می‌شود و موردنیاز میباشد خصوصیت های هر شخص خانواده ترجیحاً تحت عنوان انواع رفتاری رابطه گزینه اعتنا قرار گیرد خیر تحت عنوان صفات فردی درونی شخص.

تبادل داده ها که ما آن را پیوندها می نامیم منبع سوخت تعاملات در سیستم های بشری میباشد. آدم بودن یعنی رابطه داشتن و رابطه داشتن یعنی درباره‌ی بودن با شخص دیگر. به طور کامل معلوم میباشد که هر شخصی از ترازو و روش ارتباطاتش عالم پیرامونش را میسازد‌. روند رابطه برحسب تکرار و محتوایش، چیزی میباشد که خانواده از آن اثر می گیرد و بر آن اثر می گذارد. کسانی که با یکدیگر معاش می نمایند و لحظات صمیمیت شان و وظایفی همانند حفظ از فرزند، مواظبت از سالخوردگان، اکانت دخل و خرج و اموری شبیه آن را به اشتراک میگذارند از جریان مستمری از پیوندها برخوردارند که بدین تمجید که آنان چه عده ای میباشند یاری می نماید.

خانواده ها همچون بقیه سیستم های طبیعی دارنده سیستم های فرعی می باشند و مرز هر خانواده یا این که سیستم انسانی متعلق بدین میباشد که اشخاص چه گونه می‌خواهند آن را معین نمایند و یا این که چه‌گونه مشاهده گران بیرونی میخواهند انتخاب نمایند که چه کسی در داخل و چه کسی در خارج سیستم میباشد. براین اساس اشخاص بخشی از سیستم ارتباطی ای میباشند که ما آن را خانواده می نامیم و نیز مستمرا سرگرم سیستم ارتباطی ای می باشند که در هسته نام و نشان انسانی قراردارد.

اشخاص و سیستم ها

اگرچه انسانها مخلوقاتی با منزلت ثبت گردیده اجتماعی می باشند که تلویحاً در هیأت خانواده، تیم و فرهنگ وتمدن به آن اشاره کرده ایم البته در طبیعت سیستمی منحصربه‌فرد با ابهام های خاص وجود دارااست. در داخل خانواده ها این دستور دائما رخداد می افتد که جوارح خانواده به جای این که روند تعامل را برای آحاد خانواده در حیث بگیرند بر اینکه آیا آن چیزی که اینجانب احتیاج دارم به وسیله خانواده امان میگردد؟ یا این که این چیزی میباشد که بقیه افراد نسبت به اینجانب اعمال می‌دهند؟ تمرکز می نمایند. بدین ترتیب اشخاص و خانواده ها بضاعت و توان فهم و شعور طبیعت تعامل اجتماعی خودشان را دارا‌هستند، ولی متأسفانه لازمه این آشنایی آن میباشد که شخص دیدگاهش را در داخل آنچه که مرتبط با سیستم میباشد قرار دهد و این فرمان به خصوص در مواردی که مشکلاتی چهره میدهند به سادگی رخداد نمی افتد. این عقیده که آدم ها اندیشه سیستمی را غیر طبیعی میدانند آرم میدهد که خانواده درمانی دائما با بخش اعظمی از معالجه های شخص مبنا در جدال میباشد.

بیشتر سرویس ها بر پایه ملامت یک عضو خانواده و در جستجوی نظم بخشیدن، تغییر و تحول و یا این که بهبود بخشیدن به رفتارها، باورها و شم های آن فرد پایدار میباشد. برخلاف اینگونه رویکردهایی به معالجه، خانواده درمانی همواره باورها، رفتارها و حس های اشخاص را در بافت قرار میدهد. خانواده درمانی در فعالیت به اینگونه رویکردی یا این که نکوهش ها را کمرنگ می نماید و یا این که در جستجوی گریزو فرار از مداخلات نکوهش آمیز میباشد.

چرخش و به هم پیوستگی
در داخل سیستم ها فرآیندی که از روش آن الگوها تغییر و تحول میکنند به مکان آنکه خطی باشد فرآیندی چرخشی یا این که حلقوی دارا‌هستند. بدین ترتیب هر اقدامی واکنشی میباشد به دیگر تعاملات باطن سیستم. به وسیله این مراحل میتوانیم بفهمیم که چه‌طور رفتارهای یک عضو خانواده واکنشی بی واسطه به تعاملات دیگر اعضای خانواده میباشد. اعم از اینکه این تعاملات به سوی آن شخص هدایت گردیده باشند یا این که تنها بوسیله آن فرد مشاهده شده باشند. کردار آن شخص تعاملات دیگری را در دیگر اعضای خانواده به جریان می اندازد. هر علتی سبب ساز به معلولی می شود که بطور اتوماتیک به علتی دیگر تبدیل میشود و این جریان چرخش نامیده میشود.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 31
شنبه 27 خرداد 1402 زمان : 14:03

۱) به زوجین امداد می شود تا تاثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی بر زندگی خود و همسر را مجدداً مورد شناسایی قرار دهند و بتوانند از دریچه چشم طرف مقابل به این تفاوت ها دقت نمایند.
۲) به زوجین امداد می گردد که محدودیت های الگوهای قالبی ناشی از تربیت خانوادگی خود را فهم کنند و تاثیر آن را بر دیدگاه فعلی و تعارضات پیش آمده در نظر بگیرند.
۳) به آنها توصیه میشود که در نظر بگیرند هر خلق و خوی جزئی دکتر روانشناس و کوچک تا چه اندازه می تواند بیانگر درونی کردن معیارهای خانواده اساسی خودشان در بافت ارتباطی با همسرشان باشد.مشاوره خانواده در کوشش هست که بتواند آثار مضر و منفی ناشی از درونسازی معیارهای بی اعتبار خانواده های مهم را به آنان گوشزد نماید.
۴) به زوجین یاری میگردد تا به شعور دوباره ای از صفاتی که به حیث فرهنگی و خانوادگی منفی یا مثبت تلقی می گردد و به یادگار از خانواده اساسی خود به رابطه با همسرشان آورده اند بپردازد.
۵) به زوجین کمک می شود تا محدودیت های شناختی خودشان را که در اثر درونی کردن تصورات قالبی توسط خانواده ها به آنان اجبار گردیده‌است به خوبی شناسایی کنند و به آنها فرصتی جهت شناخت و غلبه بر این موانع اجتماعی و خانوادگی در زمان روند درمان داده می شود. در واقع درمانگر معتقد است اگر به اعضای خانواده فرصتی جهت حل و فصل فرض های بنیادی که حکم پایانی را برای آن‌ها دارااست اعطا خواهد شد اعضای خانواده می توانند در قالب یک کل متحد و منسجم انتخاب های موثرتری درباره‌ی با خانواده های یکدیگر داشته و آزادانه یعنی رها از تصورات قالبی نوعی از زندگی زناشویی و زوجی را تعیین کنند که برایشان معقول و منطقی به نظر می‌رسد.

در واکنش مسالمت آمیز با خانواده های یکدیگر آن چه اهمیت داراست رعایت هشت فرض نظری ذیل می باشد که ما یحتاج می‌باشد زوجین از آن تاسی کنند.
۱) مقاومت بر راز مواضع خانواده های یکدیگر کلاً در بهبود حالت و رابطه فعلی سودمند نخواهد بود. توانمندی زوجین در تفکیک سازی یقین خود با یقین به ودیعه نهاده شده توسط خانواده شرط مهم حل کردن موضوعات تعارض آمیز فعلی است.
۲) تغییر‌و تحول امری اجتناب ناپذیر است. فقط کافیست یک تغییر تحول کوچک به وجود آید. یعنی هنگامی یک کدام از زوجین تشویق شد تا برای تغییرات جزئی در رفتارش ارزش قائل شود بیشتر احتمال دارد که امید به تغییرات بزرگتر ساخت خواهد شد.
۳) توان و منابع تغییر و تحول کردن و بهبود شرایط کلی رابطه را زوجین به طور کامل و کافی در دست دارند. در واقع خانواده درمانگر با حفاظت از نقاط قوت خانواده به نتایج مثبت تری دست می یابد. فقط کافیست زوجین بتوانند نگاه دوباره ای به نقاط مثبت و پتانسیل های جان دار در زمینه ی خود خالی از هر گونه پیش داوری یا حضور خانواده های اساسی داشته باشند.
۴) گویش و طرز گفتمانی که بر خلل یا آسیب متمرکز شده باشد نمی‌تواند به حل اشتباهات و اختلاف نظر زوجین کمک نماید.در واقع تلاش‌های ناموفق زوجین برای رفع دردسر و گرفتاریها که به طرز درستی جاری ساختن نشده اند در تداوم خلل خانوادگی نقش داشتند. در واقع زوجین چاره های تکراری را به شیوه اشتباه بکار میگیرند.ما یحتاج هست به زوجین یاری شود تا از اقدامات تکراری برای یافتن راه‌حل موءثر رها شوند.
۵) برای حل تعارض با خانواده های یکدیگر نیاز نیست که فقطً اطلاعات زیادی درخصوص آنها داشته باشیم. استعمال حتی ترازو محدودی از اطلاعات به شیوه صحیح مفید خواهد بود.
۶) درمانگر قادر است از مفاد استثنایی که نقص‌ در آن شرایط بروز نکرده می باشد به کار گیری کرده و دقیقاً تعیین کند چرا نقص‌ با خانواده ها در مواردی به بحران تبدیل نشده است و آن وضعیت ایمن را به موردها دیگر تعمیم دهد.
۷)در نظر گرفتن دیدگاه‌های متفاوت بدون تعصب و نگهبانی از یک سفارش بسیار اساسی است .هیچ راه‌حل اساسی و درستی برای دیدن واقعیت وجود ندارد.بنابراین به طریق‌های مختلف می‌توان یک شرایط را رویت کرد و برای یافتن یک چاره نیز شیوه های متفاوتی همواره وجود داشته هست.
۸) مفروضه بعدی آن است که به ویرایش روایت علاقه بوسیله زوجین پرداخته شود.وقتی که زوجین با خانواده های یکدیگر نقص‌ دارند و به مشاجره در باب با خانواده های یکدیگر میپردازند درباره یکدیگر پیش داوری هایی می کنند که ارتباط ها شان را جمعاًَ مسموم میکند و یا اجازه و فرصت گفتمان را از یکدیگر دریغ می‌کنند.برای مثال عباراتی این چنین فراوان شنیده می‌شود.
«درست مثل پدرت هستی تنها میخواهی اختیار منرا در مشت بگیری»
«مادرت بر علیه من همیشه گوش تو را لبریز میکند»
آن ها با متقاعدسازی خویش بر طبق این که دیدگاهشان حقیقت داراست و اماده ساختن شواهد باطل و تعبیر به میل کردن آن نشانه ها متاسفانه رویه را برای برقراری هرگونه گفتمان می بندند. سرنوشت بر رمز اینکه طریقه چه کسی درباره واقعیت درست است به بحث و گفت و گو میپردازند. آن‌ها حتی از مشاور خود نیز انتظار دارا‌هستند که در نقش یک قاضی در‌این خصوص داوری کند که حق با که می باشد؟ و کدام یک اشتباه کار می باشند؟
درمانگر بدون اینکه بخواهد با تبیین مشکلات زوج روایت خودش را به آن ها زور کند به آن ها کمک می‌کند تا مشترکاً تعبیر و تفسیر جدیدی در ارتباط اخلاق طرف مقابل داشته باشند و از این‌شیوه مجال های رفتاری جدیدی برای خویش به وجود آورند.
آنها معتقدند که زوجین در مکانی نادرست (اخلاق زمینه آفرین همسر) در‌پی کلید گمشده عشق و علاقه و تفاهم می گردند.
در حین روند درمان، خانواده درمانگر امداد میکند که شماتت و ملامت را کنار گذاشته و به جای داستان های مخرب و سرزنش آمیز از گویش تفاهم استفاده کنند.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 22
سه شنبه 23 خرداد 1402 زمان : 13:22

قبل از عملکرد برای حل تعارض، آیتم های بروز تعارض را مدیریت نمائید.
تصور عمومی مطابق آن میباشد که والد بودن و تربیت فرزندان خصوصیتی می باشد که بعد از به دنیا آمدن فرزند به والدین اعطا می گردد. در حالی که والد بودن یک مهارت میباشد و مثل هر مهارت دیگر نیاز به فراگیری دارااست. والدین در صدر نمیدانند در مقابل رفتارهای نامناسب فرزندان چه برخوردی بکنند و با تمسک به روشهای سنتی گاه سبب ساز تشدید آن میگردند.

دکتر روانشناس

من هیچ گاه با پدر و مادرم اینگونه سخن نزدم. شما این جمله را از پدر و مادر ها بسیار می شنوید که کاملاً هم صراحت دارد. از آنجا که والدین گاهی با رفتارهای بسیار ناخوشایندی از سوی فرزندان خود روبرو می شوند بدین بهره میرسند که شاید در تربیت فرزندانشان خطا کرده اند.
پدر و مادر ها به این بهره رسیدند که در صورتی واهمه و تنبیه از میدان آموختن و تربیت فرزندان برداشته شود، کودک ها به بزرگسالانی خوب، شادتر و کریم ومهربان تر تبدیل خواهند شد. این حیث درست بود البته نقص‌ بزرگتری را موجب شد و آن اینکه طفل ها در شرایطی‌که از قابلیت و امکان تنبیهی مشقت بار که جای خود را در روانشناسی نوین به ارائه تقویت منفی یا محروم سازی داده میباشد نگران نباشند و برخلاف خردسالان نسل پیش از پدر و مادر خود حساب نبرند در بدخلقی و شکایت کردن مداوم، آزاد خواهند بود.

در نسل قبل، طفل ها می دانستند مرزی وجود دارد که نمی توانند از آن فراتر پروسه حتی وقتی که تنبیه بدنی در فعالیت عدم وجود کودکان نتایج ناگفته و ناشناخته رفتارشان را همواره در نظر داشتند.
به نظر می‌رسد اینگونه راهکارها کم و بیش مؤثر واقع میشوند،اما تأثیر آن‌ها در اطاعت فوری بسیار کمتر از خوف از تنبیه بدنی خواهد بود. با تهدیدهای ملایم یا سوای آن فرزندان امروزی به احتمال زیاد بی تفکر از امر تقلید نخواهند کرد. اگرچه خردسال ها دیگر آنگونه که در اثر واهمه از تنبیه بدنی ممکن بود از پدر و مادر اطاعت کنند،از مراد های والدین خود تاسی نمی‌کنند اما باز هم پدر و مادرها در حال حاضر و همیشه توانایی و نفوذ کافی برای پرورش فرزندانی که به طرز تربیتی مورد نظر آنان خوی کنند خواهند داشت.این توان از وابستگی خود به خودی و عشق و علاقه در میان پدر و مادر و فرزندان سرچشمه می گیرد و از‌آن‌جا‌که این وابستگی بسیار ژرف میباشد قدرتی که از آن برمی‌خیزد نیز برای تهیه کردن تمامی هدف های تربیتی بیش از اندازه کافی میباشد.

پدر و مادر جدا از هر گونه نفوذ بر اساس هراس، قدرت زیادی بر فرزندان خود دارند. تنها لازم می باشد بدانند این توان و نفوذ خود را چه‌طور بکار گیرند. بسیار بهتر میباشد که تنبیهات شدید، دیگر به عنوان بخشی از تیم آموختن و تربیت پذیرفتنی نیست، زیرا این تنبیهات فقط بازدارنده هایی را بر اخلاق و رفتار فرزندان ساخت می کنند که مطابق واهمه به وجود می آیند، هراس از آنچه دیگرافراد ممکن میباشد نسبت به او انجام دهند.آنچه این تنبیهات به خردسال ها آموزش داده است یا خواهد داد این می باشد که مراقب باشند گیر نیفتند.در واقع این نحوه تربیتی هیچ بهبودی در فهم و دوراندیشی واقعی فرزندان تشکیل داد نخواهد کرد.

بسیار مهم میباشد که متاسفانه هر تنبیهی از بها و مداقه سختی دادن به آدم می کاهد. به این استدلال بی آلایش که تنبیه کردن همان مشقت دادن عمدی دیگرافراد میباشد. پدر و مادر قرار میباشد در دنیای فرزندشان خیر و خوبی ها را به او عرضه کنند. پیام ضمنی رفتاری که با قصد و نیت برای آن ها سختی ساخت می کند این هست که رنج دادن وسیله ای پذیرفتنی برای رسیدن به هدف می‌باشد. تنبیه کردن به عنوان بخشی از گروه تربیت و رشد فرزند متأسفانه به او می‌آموزد که رنج دادن آدم امری پذیرفتنی محسوب می‌شود. وقتی که با منظور فرزندتان مخالف می‌باشید، چه گونه می بایست خلق کنید؟

هنگامی که می خواهید به او نه بگوئید چه‌طور بایستی خوی نمایید؟
یکی‌از مهم‌ترین نگرانیهای والدین در جامعه ها امروزی، عدم اطاعت و رفتارهای پرخاشگرانه نوجوانان می‌باشد. شیوه های سنتی تأثیر خود را برای تربیت فرزندان از دست داده اند و رواج آزادی بی حد و حصر منجر تشدید خطاها رفتاری گردیده است. همان گونه که نوجوانان بالغ می گردند اندیشه و افکارشان هم تغییر میکند.در سالهای اولیه بخش زیادی از تفکر آنها به وسیله والدین سپس معلمین و بعدها توسط خود آن‌ها که همچنان به سوی استقلال بیشتر تکان می کنند در دست گرفتن میشود.

همان گونه که نوجوانان با تجربه تر می شوند، والدین و آموزگاران از اصلاحات بدون واسطه رفتاری آن ها به سمت عامل، گفت‌و‌گو و تصمیم گیری مشترک تکان می کنند. در‌حالتی که آنان هنوز به امداد نیاز دارند به جای این که راه حل خودتان را به آن‌ها زور نمایید به عنوان میانجی مداخله کرده نوجوانان را به روش حـل مـوفقیت آمیز مشکل شان راهنمایی نمائید.
از آنجایی که نوجوانان نیاز به استخراج مهارت های تازه دارا هستند، بایستی سعی کنیم که این مهارت ها را در وضعیت های گوناگون به فعالیت بگیرند.اصلاح الگوهای اطلاعات و پندار نوجوانان همپا تغییر‌و تحول در عادات آنها بایستی خویشتنداری بهتری را ساخت کند. رویکردهای گوناگون درمانی برای حل معضل نافرمانی و اختلالات رفتاری خردسالان و نوجوانان ارائه شده و مطالعات متعددی بر روی آن‌ها انجام شده میباشد. از در بین این رویکردها، طریق آموزش والدین ( مهارت والدگری) به عنوان یک کدام از مهم‌ترین روش ها برای یاری به نوجوانان دچار به مشکلات رفتاری مطرح است.

نوجوان پرخاشگر
نوجوان پرخاشگر، ادراک متفاوتی از عالم نسبت به نوپا های غیر پرخاشگر دارد. آنها تصور می کنند دانا محل خشونت می باشد و نگرش مردم نسبت به آن‌ها همدم با طرد و بی اعتنایی می‌باشد. آن‌ها رفتار های خشن را برای حل مسائل خود بر می گزینند. بیشتر خلق های خشن از سرشت ( اخلاق و خو) و دست اندرکاران محیطی نشأت گرفته اند. در بسیاری از نوجوانانی که اشتباهات رفتاری دارند، عامل ها محیطی نقش بسزایی اجرا می کنند. عامل ها محیطی مهم مشمول عکس العمل های خشن و بدرفتاری با نوجوان به وسیله والدین یا بی توجهی و بی اعتنائی والدین به نوجوانان و عدم پاسخ به نیازهای هیجانی آنان میباشد. اکثر این نوجوانان مهارت های اجتماعی را فرا نگرفته اند. آنها نمی دانند چگونه با سایر افراد همکاری کنند، چه گونه احساساتشان را بیان کنند و یا چطور مشکلاتشان را حل کنند.
خانواده ی نوجوان پرخاشگر برای در دست گرفتن یک دیگر از رفتار های منفی به کار گیری می کنند. در چنین خانواده هایی والدین اکثر وقت ها فرمان دهنده، ملامت کننده و انتقادگرند. از طرفی کودکان هم روش یکدندگی و قشقرق شیوه پرتاب کردن و انتقاد کردن را برای در اختیار گرفتن والدین خود پیش میگیرند.

اشتباهات نوجوانان در گیر به اختلالات رفتاری
۱- مشکلات اجتماعی
این نوجوانان در ادراک و ادراک احساسات و ذهن ها سایر افراد در گیر نقص‌ هستند و اکثر اوقات فکر‌میکنند دیگران آنان‌را طرد می کنند. به همین علت در روابطشان با خشونت اخلاق و رفتار می کنند که این خود منجر طرد بیشتر آنان می گردد.
۲- اشتباهات احساسی و هیجانی
این طفل ها در طول زندگیشان بیشتر واکنش منفی از محیط دریافت کرده اند تا برخورد مثبت و این آیتم سبب ساز می شود که اعتماد به‌نفس آنان پائین باشد و مأیوس و ناامید شوند و به سمت افسردگی پیش پروسه.
۳- اشتباهات تحصیلی
افت سعی تحصیلی در میان نوجوانان پرخاشگر بیشتر می‌باشد. آنها به دلیل اشتباهات رفتاری که در مدرسه دارا‌هستند راجع‌به با معلمین دچار خلل می‌شوند که این خود ایرادات تحصیلی را در‌پی دارااست. در عین درحال حاضر آن‌ها در جاری ساختن تکالیف، طرح ریزی دروس، مهارت های بازرسی و ارتباط با همکلاسی هایشان هم در گیر نقص‌ میگردند. این ها نیز به نوبه خود منجر ایرادات تحصیلی میگردد.
۴- خطاها ارتباطی
نوجوانانی که اختلالات رفتاری دارا‌هستند مشکلات عدیده ای در مورد با اعضای خانواده، دوستان و همکلاسان خود دارند.

برچسب ها دکتر روانشناس ,
بازدید : 22
چهارشنبه 17 خرداد 1402 زمان : 10:42

پیش از همت برای حل تعارض، آیتم های بروز تعارض را رئیس کنید. تصور همگانی بر اساس آن میباشد که والد بودن و تربیت فرزندان خصوصیتی میباشد که بعد از ولادت فرزند به پدر و مادر اعطا می‌شود. در حالی که والد بودن یک مهارت میباشد و مثل هر مهارت دیگر نیاز به آموزش داراست. پدر و مادر در صدر نمی دانند در مقابل رفتارهای نامناسب فرزندان چه برخوردی بکنند و با تمسک به طرز های سنتی گاه منجر تشدید آن میشوند.

اینجانب هیچ گاه با بابا و مادرم این سیرتکامل حرف نزدم. شما دکتر روانشناس این پاراگراف را از والدین ها بسیار می شنوید که به طور کاملً هم درست است. ازآنجاکه پدر و مادر گاهی با رفتار های بسیار ناخوشایندی از سوی فرزندان خویش رو به رو می‌شوند به‌این فایده می رسند که شاید در تربیت فرزندانشان اشتباه کرده اند.

والدین ها به‌این فایده رسیدند که در صورتیکه ترس و تنبیه از میدان آموختن و تربیت فرزندان برداشته گردد، کودک ها به بزرگسالانی بهتر، بشاش خیس و کریم خیس تبدیل خواهند شد. این نظر صحیح بود اما نقص‌ بزرگتری را موجب شد و آن این که طفل ها اگر از قابلیت و امکان تنبیهی مشقت بار که مکان خویش را در روانشناسی نوین به ارائه تقویت منفی یا این که محروم سازی داده می‌باشد نگران نباشند و برخلاف کودک ها نسل پیش از والدین خویش اکانت نبرند در بدخلقی و گلایه کردن مداوم، آزاد خواهند بود.

در نسل قبلی، خردسالان می دانستند مرزی وجود داراست که نمی توانند از آن بالاتر فرایند حتی وقتی که تنبیه بدنی در عمل خلا خردسالان نتیجه ها ناگفته و ناشناخته رفتارشان را همواره در حیث داشتند.

به حیث میرسد این سیرتکامل راهکار ها کم و زیاد مؤثر واقع می گردند، ولی تأثیر آن‌ها در اطاعت فوری بسیار کمتر از خوف از تنبیه بدنی خواهد بود. با ارعاب های ملایم یا این که بدون آن فرزندان مدرن به احتمال زیاد بی فکر از دستور تقلید نخواهند کرد. اگرچه طفل ها دیگر آن سیرتکامل که در تاثیر خوف از تنبیه بدنی ممکن بود از والدین اطاعت نمایند، از مراد های پدر و مادر خویش تقلید نمیکنند ولی گشوده هم بابا و مادر‌ها اینک و مدام اقتدار و نفوذ کافی برای پرورش فرزندانی که به شیوه تربیتی متبوع آنها اخلاق نمایند خواهند داشت. این توانایی از تعلق خویش به خودی و علاقه میان والدین و فرزندان سرچشمه میگیرد و از آن‌جا که این تعلق بسیار ژرف می باشد قدرتی که از آن بر می خیزد نیز برای فراهم نمودن همگی مقاصد تربیتی بیش از اندازه کافی میباشد.

والدین جدا از هر سیرتکامل نفوذ بر طبق خوف، اقتدار متعددی بر فرزندان خویش دارا هستند. فقط لازم می باشد بدانند این اقتدار و نفوذ خویش را چه گونه بکار گیرند. بسیار بهتر میباشد که تنبیهات شدید، دیگر تحت عنوان بخشی از دسته آموختن و تربیت پذیرفتنی وجود ندارد، چون این تنبیهات تنها مانع هایی را بر خلق و خوی فرزندان ایجاد می نمایند که مطابق ترس به وجود می آیند، ترس از آنچه سایرافراد ممکن میباشد نسبت به وی ایفا دهند. آنچه این تنبیهات به کودک ها فراگیری داده است یا این که خواهد بخشید این میباشد که مراقب باشند گیر نیفتند. در واقع این طریق تربیتی هیچ بهبودی در درک و دور اندیشی واقعی فرزندان ساخت نخواهد کرد.

بسیار اساسی میباشد که متاسفانه هر تنبیهی از ارزش و مداقه رنج دادن به آدم می کاهد. بدین دلیل معمولی که تنبیه کردن به عبارتی سختی دادن عمدی دیگران است. والدین قرار میباشد در دنیای فرزندشان نه ها را به وی عرضه نمایند. پیام ضمنی رفتاری که با قصد و نیت برای آن ها رنج ایجاد کرد می نماید این می باشد که سختی دادن وسیله ای پذیرفتنی چهت نیل به غرض میباشد. تنبیه کردن تحت عنوان بخشی از تیم تربیت و پرورش فرزند متأسفانه به وی میاموزد که رنج دادن آدم امری پذیرفتنی به حساب آورده می شود. هنگامی که با مراد فرزندتان مخالف میباشید، به چه شکل بایستی خوی کنید؟

زمانی که می‌خواهید به وی خیر بگوئید چه‌گونه بایستی خلق فرمایید؟

یکی‌از مهم‌ترین نگرانی های پدر و مادر در جوامع مدرن، عدم اطاعت و رفتارهای پرخاشگرانه نوجوان ها است. طرق سنتی تأثیر خویش را برای تربیت فرزندان از دست داده اند و اشاعه آزادی بی حد و حصر باعث تشدید اشتباهات رفتاری گردیده‌است. همانطور که نوجوان ها بالغ میشوند تامل و افکارشان هم عوض میشود.در سال های نخستین قسمت متعددی از درنگ آنها بوسیله پدر و مادر بعد معلمین و بعد ها به وسیله خویش آن‌ها که هم چنان به سوی استقلال بیشتر جنبش می نمایند در دست گرفتن می‌شود.

برچسب ها دکتر روانشناس ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 140
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 9
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 3
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 10
  • بازدید ماه : 29
  • بازدید سال : 547
  • بازدید کلی : 6579
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی