تمرکز خانواده درمانی در روند بهبودی
یک خانواده درمانگر، حتی در حالتیکه که صرفا یک شخص مریض باشـد، تمام سیستم خانواده و ورای آن را کانون تمرکز معالجه میداند. این موضع سیستمی و بوم شناختی میباشد که به طریق مخصوص به شخصی پندار و کاربست خانواده درمانی را صورت میدهد. همینطور فراگیری مؤلفـه هـای رایج میان مدلهای گوناگون دکتر روانشناس خانواده درمانی و معرفی درحال حاضر و هوای حکم کننده بر هر مورد از التفات بالایی برخورداراست.
سیستم چیست؟
عقیده بنیادی که زیربنای آمایه خیالی تعاملی خانواده درمانگران میباشد از عقیده سیستم ها میاید. خانواده درمانی را معالجه سیستم های طبیعی نامیده اند که ریشه اساسی کلیه نظرها و تکنیک هایی میباشد که در داخل “سنت” خانواده درمانی رویش می نماید. در واقعیت بخش اعظمی از خانواده درمانگران ترجیح میدهند به مکان درمانگر خانواده، درمانگر سیستمی نامیده شوند.
قابلیت ندارد که کارکرد عالم را سوای اندیشه برحسب کار سیستم ها آشنایی. اذن دهید روند طبیعی معمولی ای را در مکانی خاص در حیث بگیریم. در هر زمین زراعی، گیاهان و حیوان ها برحسب زیستگاه و آب و هوایی که در آن سکنی گزیده اند به یکدیگر مرتبط اند، آنها یک سیستم بوم شناختی را تشکیل میدهند، تعلق آن ها هنگام وقوع گرمایی غیر معمولی در فصل تابستان آشکار میگردد. به عنوان مثال ارتقاء سکو حرارت باعث ارتقاء تعداد حشرات مزرعه میگردد و نتیجتا تعداد بیشتری پرنده در جستجوی طعام به مزرعه میآیند. البته ارتقا طیوران تنی چند از گیاهان را که حشرات بر روی آنها معاش می نمایند نابود می سازد. در اینگونه وضعیتی مزرعه به مکانی ناخوشایند برای سکونت حشرات تبدیل گردیده کاسته میگردد، به زودی طیوران هم کاهش مییابد چون برای یافتن طعام به جای های دیگری میروند، دنیا پراز اینگونه سیستم های اکولوژیکی میباشد.
علامت گذاری سیستم یعنی چه؟
خانواده درمانگران فرآیندی را که با آن معین میکنیم با اختیار به کدام سیستم لحاظ کنیم نماد گذاری سیستم می نامند. هنگامی درخصوص سیستم های طبیعی تفکر میکنیم در مییابیم که بعد ها دیگری نیز وجود دارا هستند که بایستی در حیث گرفته شوند. همگی سیستم ها در گذر مجال تغییرو تحول مییابند، در فیض ممکن میباشد تفکر کنیم که زراعت به چه شکل در اکولوژی مزرعه تأثیر نهاده میباشد. بعضی از درمانگران خانواده خاطرنشان ساخته اند که هیچ کس نمی تواند تماما سیستمی را تعریف نماید. همان تعریف ها جهتدار و متعصبانه اند و با خواسته و با تعصب تعریف کننده مدام هـمـراه میباشند.شناختن این مسئله که مشاهده گر بر آنچه که مشاهده می نماید تأثیر میگذارد نظم ثانویه عقیده سیستم ها یا این که نظم ثانویه سایبرنتیک نامیده شدهاست. تأکید بر نحوه ای که در آن اجزا به هم پیوسته اند و هریک در تعامل با دیگری به نوع خاصی از همت اعتنا داراست بسیار دارای اهمیت میباشد.
تبادل داده ها یا این که برخورد یعنی چه؟
به هم پیوستگی های چندگانه در همت کلی سیستم تأثیرگذارند. براین اساس میتوانیم همت سیستم را برحسب الگوهای رابطه در بین اجزا در حیث بگیریم. به همین برهان میباشد که بخش اعظمی از عقیده پردازان سیستم ها داعیه می نمایند که تمام از عده فی مابین اجزای آن تعالی خیس میباشد. هر قسمت با دیگر بخشها در جهات متفاوت به هم پیوسته و مرتبط میباشد. آنچه که دراین تبادل داده ها فیس میدهد به طبیعت سیستم بستگی داراست. این روند تبادل داده ها برخورد نامیده میشود. در سیستم های انسانی تبادل داده ها از روش کلمه و واژه ها، احساسات و تعاملات رفتاری چهره میدهد. سیستم ها نوعاً از اطلاعاتی به کار گیری می نمایند که از بین اجزا تشکیل دهنده عبور کرده و کارایی می نمایند خویش را در وضعیتی متوازن مراقبت نمایند. تغییر و تحول در یک عنصر، داده ها جدیدی را ساختوساز می نماید که جابجایی خواهد یافت و فیض آن تغییر و تحول در مکان دیگری از سیستم میباشد به طوری که در همت سیستم تأثیری گذارد.
یک نمونه درین ارتباط طریق ای میباشد که تن آدم سکو حرارتش را با اعمال تعریق و یا این که خارج آوردن جامه در هنگام گرمای زیاد محافظت می نماید. در عقیده سیستم ها مراحل قصد به محافظت ثبات درونی بوسیله یک سلسله عملیات داخلی جاری ساختن می گردد. این پروسه در عقیده سیستم ها پیدایش ساختار نامیده میگردد.
خانواده به مثابه یک سیستم
خانواده درمانگران در فعالیت با خانواده ها به به کارگیری از عقیده سیستم ها عشق و علاقه مندند. هر یکسری ساختار این خانواده ها ممکن میباشد به صورت نمونه خانواده های هسته ای، خانواده های هم متاع، خانواده های تک والد، خانواده های نانتی و خانواده های وسیع باشد. بر این پایه تمرکز خانواده درمانگران بر الگوی پیوندها فی مابین یک شخص با شخص دیگر پایدار میباشد. به زعم خانواده درمانگر، هر عضوی از سیستم خانواده در همت آن تحت عنوان یک تک تک واحد نقش دارااست. به عبارتی طوری که در سیستم طبیعی تغییرو تحول در یک قسمت، در قسمت دیگر اثر گذار میباشد در سیستم خانواده نیز یار با هر رفتاری که رابطه پویایی دارااست حادثه می افتد.
نمونه بی آلایش ای از خانواده قادر است پرنور سازد که چهگونه نحوه تعامل والدین بر کیفیت واکنش یکی آنها با اخلاق فرزندشان تأثیر میگذارد. این دستور به نوبه خویش بازخوردی ساختوساز خواهد کرد که ممکن میباشد طرز تعامل پدر و مادر را تغییر و تحول دهد و یا این که تغییر تحول ندهد. اما پروسه برخورد به سوی فرایندهای بغرنج ای پیش خواهد رفت. این ارتباط ها بوسیله پروسه تبادل داده ها رمانتیک، شناختی و یا این که رفتاری که پیوندها را تشکیل میدهند تولید میشود.
تبادل داده ها در خانواده
در خانواده ها طریق رایج تبادل داده ها ممکن میباشد ابتدا به طور رابطه کلامی ظواهر گردد ولی ما می بایست پیوندها غیر کلامی و همه راههای دیگر رفتاری را نیز در لحاظ بگیریم. در یک خانواده عدم رابطه نا ممکن میباشد، یعنی هر چیزی که هر کسی جاری ساختن میدهد فرصتی برای تبادل داده ها در داخل و در بین اعضای خانواده مهیا می سازد. به این ترتیب خانواده تحت عنوان یک سیستم انسانی گشوده را می اقتدار مبتنی بر الگوهای ارتباطی اش تمجید کرد. اقتدار فهم و شعور خانواده تحت عنوان دسته ای از اشخاص و تحت عنوان یک گشتالت، یک تک تک، به جنبه ای اصلی از عقیده سیستم ها و عمل خانواده درمانی منتهی میشود و موردنیاز میباشد خصوصیت های هر شخص خانواده ترجیحاً تحت عنوان انواع رفتاری رابطه گزینه اعتنا قرار گیرد خیر تحت عنوان صفات فردی درونی شخص.
تبادل داده ها که ما آن را پیوندها می نامیم منبع سوخت تعاملات در سیستم های بشری میباشد. آدم بودن یعنی رابطه داشتن و رابطه داشتن یعنی دربارهی بودن با شخص دیگر. به طور کامل معلوم میباشد که هر شخصی از ترازو و روش ارتباطاتش عالم پیرامونش را میسازد. روند رابطه برحسب تکرار و محتوایش، چیزی میباشد که خانواده از آن اثر می گیرد و بر آن اثر می گذارد. کسانی که با یکدیگر معاش می نمایند و لحظات صمیمیت شان و وظایفی همانند حفظ از فرزند، مواظبت از سالخوردگان، اکانت دخل و خرج و اموری شبیه آن را به اشتراک میگذارند از جریان مستمری از پیوندها برخوردارند که بدین تمجید که آنان چه عده ای میباشند یاری می نماید.
خانواده ها همچون بقیه سیستم های طبیعی دارنده سیستم های فرعی می باشند و مرز هر خانواده یا این که سیستم انسانی متعلق بدین میباشد که اشخاص چه گونه میخواهند آن را معین نمایند و یا این که چهگونه مشاهده گران بیرونی میخواهند انتخاب نمایند که چه کسی در داخل و چه کسی در خارج سیستم میباشد. براین اساس اشخاص بخشی از سیستم ارتباطی ای میباشند که ما آن را خانواده می نامیم و نیز مستمرا سرگرم سیستم ارتباطی ای می باشند که در هسته نام و نشان انسانی قراردارد.
اشخاص و سیستم ها
اگرچه انسانها مخلوقاتی با منزلت ثبت گردیده اجتماعی می باشند که تلویحاً در هیأت خانواده، تیم و فرهنگ وتمدن به آن اشاره کرده ایم البته در طبیعت سیستمی منحصربهفرد با ابهام های خاص وجود دارااست. در داخل خانواده ها این دستور دائما رخداد می افتد که جوارح خانواده به جای این که روند تعامل را برای آحاد خانواده در حیث بگیرند بر اینکه آیا آن چیزی که اینجانب احتیاج دارم به وسیله خانواده امان میگردد؟ یا این که این چیزی میباشد که بقیه افراد نسبت به اینجانب اعمال میدهند؟ تمرکز می نمایند. بدین ترتیب اشخاص و خانواده ها بضاعت و توان فهم و شعور طبیعت تعامل اجتماعی خودشان را داراهستند، ولی متأسفانه لازمه این آشنایی آن میباشد که شخص دیدگاهش را در داخل آنچه که مرتبط با سیستم میباشد قرار دهد و این فرمان به خصوص در مواردی که مشکلاتی چهره میدهند به سادگی رخداد نمی افتد. این عقیده که آدم ها اندیشه سیستمی را غیر طبیعی میدانند آرم میدهد که خانواده درمانی دائما با بخش اعظمی از معالجه های شخص مبنا در جدال میباشد.
بیشتر سرویس ها بر پایه ملامت یک عضو خانواده و در جستجوی نظم بخشیدن، تغییر و تحول و یا این که بهبود بخشیدن به رفتارها، باورها و شم های آن فرد پایدار میباشد. برخلاف اینگونه رویکردهایی به معالجه، خانواده درمانی همواره باورها، رفتارها و حس های اشخاص را در بافت قرار میدهد. خانواده درمانی در فعالیت به اینگونه رویکردی یا این که نکوهش ها را کمرنگ می نماید و یا این که در جستجوی گریزو فرار از مداخلات نکوهش آمیز میباشد.
چرخش و به هم پیوستگی
در داخل سیستم ها فرآیندی که از روش آن الگوها تغییر و تحول میکنند به مکان آنکه خطی باشد فرآیندی چرخشی یا این که حلقوی داراهستند. بدین ترتیب هر اقدامی واکنشی میباشد به دیگر تعاملات باطن سیستم. به وسیله این مراحل میتوانیم بفهمیم که چهطور رفتارهای یک عضو خانواده واکنشی بی واسطه به تعاملات دیگر اعضای خانواده میباشد. اعم از اینکه این تعاملات به سوی آن شخص هدایت گردیده باشند یا این که تنها بوسیله آن فرد مشاهده شده باشند. کردار آن شخص تعاملات دیگری را در دیگر اعضای خانواده به جریان می اندازد. هر علتی سبب ساز به معلولی می شود که بطور اتوماتیک به علتی دیگر تبدیل میشود و این جریان چرخش نامیده میشود.